تنهایی
کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروک ویران را
کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم ؟
و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند
و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم
درون کلبه خاموش خویش اما
کسی حال من غمگین نمی پرسد ؟
و من دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم
درون سینه پر جوش خویش اما
کسی حال من تنها نمی پرسد
و من چون تک درخت زرد پاییزم
که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از او
و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند . . .
هر وقت دلتنگ شدی به یاد بیار
کسی رو که خیلی دوستت داره
هر وقت ناامید شدی به یاد بیار
کسی رو که تنها امیدش توئی
وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار
کسی رو که به صدات محتاجه
وقتی دلت خواست از غصه بشکنی
به یاد بیار کسی رو که تو دلت یه کلبه ساخته
حسابگری زنان
زنها علاقۀ زیادی به ریاضیات دارند ، زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو و قیمت لباسهایشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند و پنجاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند . مارسل آشار
دریافت بهترین کدهای جاوا
ترجمه انگلیسی به فارسی
شعرهای نو
مشاهده نقشه یا عکس هوایی گرگاب
اطلاعیه سازمان نظام مهندسی کشاورزی در خصوص واگذاری زمین های گرگاب به اعضا
بسمه تعالی
به اطلاع اعضاء محترم سازمان می رساند
تعدادی پلاک زمین به مساحت 200 متر مربع واقع در شهرستان گرگاب (محدوده شاهین شهر) به مبلغ بیست میلیون تومان آماده واگذاری می باشد .شایان ذکر است که هر پلاک زمین قابل واگذاری به دو عضو سازمان به مبلغ ده میلیون تومان در نظر گرفته شده که مبالغ مذکور حداکثر تا تاریخ 20/8/87 به شماره حساب 17-8575 نزد بانک مسکن شعبه مسجد سید به نام تعاونی مسکن نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی واریز گردد./
v تذکر : اولویت واگذاری نسبت به تاریخ فیش واریزی می باشد.
- جهت اطلاع بیشتر باشماره09131044195 مدیر عامل، 2207424 تعاونی مسکن تماس حاصل فرمایید . 
منبع: وب سایت نظام مهندسی کشاورزی استان اصفهان
راز قتل امیرکبیر
امروز توی یک کتاب قدیمی می خوندم در مورد جزئیات این که چطور ناصرالدین شاه دستور قتل امیر کبیر را تایید کرده ، چون در تاریخ نوشتن که ناصرالدین شاه از زمانی که به سلطنت رسید همراه امیر کبیر بود و به او علاقه شدید داشت بخصوص بعد از اینکه خواهر وی با او ازدواج کرد این علاقه بیشتر شد ولی بخاطر توطئه خیلی ها که وجود امیر کبیر اونها را آزار می داد نقشه قتل آن را کشیدند و آن را عملی کردند.
برای دیدن متن کامل بر روی ادامه کلیک کنید...
ریاضی و زندگی
زندگی ریاضیات است
خوبی ها را جمع کنیم
بدی ها را کم کنیم
شادی ها را ضرب کنیم
غم ها را تقسیم کنیم
و عشق را به توان برسانیم
مطالبی خواندنی
مطالب زیر از کتاب اصول موفقیت نوشته برایان تریسی هستند:
مهم ترین اصل موفقیت فردی و کاری این است:شما همانی می شوید که اغلب به آن فکر می کنید. آنچه احساس و عکس العمل شما را تعیین می کند اتفاقی نیست که برای شما رخ می دهد بلکه چگونگی دیدگاه و تفکر شما نسبت به آن است.
همچنین این دنیای بیرونی نیست که شرایط و موقعیت های زندگی شما را تعیین می کند بلکه دنیای درونی شما خالق این شرایط است.
هر چه را که قلباْ به آن اعتقاد داشته باشید واقعیت زندگی شما می شود.
و در نهایت : شما لزوماْ آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آنچه را باور دارید می بینید.
کتاب قاموس فرزانگی از پائولو کوئلیو
1- اجتناب ناپذیر همیشه رخ می دهد. برای غلبه بر آن صبر و نظم لازم است.
۲- هیچ کس نمی تواند چیزی را پنهان کند وقتی راست به چشم های ما می نگرد.
۳- تنهایی می تواند باعث ارتباط انسان با جهان نامرئی شود اما باعث نابودی ارتباط او با انسان های دیگر نیز خواهد شد.
۴- چه چیزی تو را از خویش متنفر می کند؟ شاید همواره از اشتباه ترسیدن.
۵- انسان باید سرنوشت خود را انتخاب کند نه اینکه آن را بپذیرد.
روش هایی برای راضی ساختن افراد ناراضی از شغل خود
1- به جاي اينكه از مسائل مختلف فرار كنيد , به اين فكر كنيد كه به چه مواردي در كار خود علاقه مند هستيد .
بازگو كردن موضوعات ناخوشايند درباره شغل خود را ادامه ندهيد و بگوييد : چيزي كه مي خواهم و به دنبالش هستم اين است ...
چگونه آرامش به دست آوريم:
۱- جلوي گريه خود را نگيريد و گهگاهي گريه كنيد.
2- دست كم روزي 15 دقيقه را در سكوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و نيز چيزهايي كه داريد فكر كنيد. سكوت عصارهي آرامش است، با زور نميتوان آن را ايجاد كرد، بايد زماني كه فرا رسيد آن را بپذيريد. دست كم روزي يك ساعت، تنها به اتاقي برويد و در را به روي خود ببنديد.
3- افراد آرام به خود ميگويند كه براي تغيير گذشته كاري نميتوان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگي لذت ميبرند.
پند و اندرز بزرگان
کارلوس کاستاندا : دانايان با عمل زندگي مي كنند , نه با انديشه عمل .
آلبركامو : شغل تنها زماني ارزش و اعتبار دارد كه آزادانه پذيرفته شود .
كارل يونگ : تا چيزي را نپذيريم نمي توانيم تغييرش دهيم .
برای دیدن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید....
جملات زیبا
جملاتی زیبا و جالب
پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.
عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.
بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.
سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن.
خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.
ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.
بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.
با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.
پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.
سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.
روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.
ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.
تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.
محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.
آرزوهای ویکتور هوگو
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
حکایت
چند حکايت خواندنی
گويند : صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت. نمازگزاران ، همه او را شناختند ؛ پس ، از او خواستند كه پس از نماز ، بر منبر رود و پند گويد. پذيرفت.
نماز جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.
پیامک های جالب
Sms های رنگارنگ و زیبا
نگاهت بانگاهم کرد برخورد خدا مرگت بده حالم بهم خورد
*********************************************************
اینترنت رایگان
اينترنت رايگان در اصفهان
پسورد=tebyannet
يوزرنيم =tebyannet
شماره اتصال به شبکه=9718227
نظر يادتون نره
پیام تسلیت
وجه تسمیه گرگاب
منبع:http://vatankhah.blogfa.com/8503.aspx
معروفیت خربزه گرگاب
از چند ميوه اي که نام در تاريخ دارند امروز فقط نامي از خربزه گرگاب اصفهان باقي مانده است. حاج سياح محلاتي در ارتباط با خربزه گرگاب مي گويد: " گرگاب جاي خوب و عمده محصول پرقيمت آن خربزه است که در ايران بلکه در جاهاي ديگر بي مانند است. مقرر بود اول طليعه آفتاب به تماشاي جاليز خربزه برويم صبح زود برخاسته بعد از صرف چاي اول طليعه آفتاب به تماشاي جاليز خربزه رفتيم شنيده بودم مستحفظ دارند و نمي گذارند سوار از نزديکي عبور کند که از اثر قدم اسب خربزه ها مي ترکد لکن من خودم بالاتر از آن ديدم که به عبور ما از نزديک خربزه ها که در زير خاک پنهان کرده بودند خربزه مي ترکيد و غبار خاک بلند مي شد. از لطافت آنها حيرت کردم . کربلايي رضاي کدخدا نزديک آمده گفت: تماشاي ديگرت مي دهم. پس خربزهاي را از زير خاک درآورده آهسته بند آن را بريده به دست گرفته آويزان کرد، پس سوزني به من داده گفت به اين خربزه بزنيد زدم. خربزه از سر تا پا شکافته شد، لطافت و شيريني و عطر و طعم آن چيز غريبي است که البته بسياري مردم ديده اند و به طهران و جاهاي ديگر حمل شده.
منبع: . خاطرات حاج سياحُص 187.